شيخ حسين انصاريان
94
عرفان اسلامى ( شرح مصباح الشريعة ومفتاح الحقيقة المنسوب للإمام الصادق ع) (فارسى)
و بدان كه در سجود چون ساير اوضاع صلاتى هيئتى و حالى و ذكرى و سرى است و اين امور براى افراد كامل طورى است و براى متوسطين ، هيئت آن ارائه خاكسارى و ترك استكبار و خودبينى است و ارغام انف كه از مستحبات مؤكده ، بلكه ترك آن خلاف احتياط است ، اظهار كمال تخضع و تذلل و فروتنى است و نيز توجه به اصل خويش و يادآورى از نشئه خود است . و رؤساى اعضاى ظاهره كه محال ادراك و ظهور تحريك و قدرت است كه عبارت از همين صفت يا هشت عضو است ، بر زمين است و خارج شدن از خطيئهء آدميه و چون تذكر اين معانى در قلب قوى شد ، كمكم قلب از آن منفعل شده ، حالى دست دهد كه آن حالت فرار از خود و ترك خودبينى است و نتيجهء اين حالت حصول حالت انس است و دنبالهء آن خلوت تام حاصل شود و محبت كلى بيايد . زنده كدام است بر هوشيار * آن كه بميرد به سر كوى يار عاشق ديوانهء سر مست * پند خردمند نيايد به كار سر كه بكشتن بنهى پيش دوست * به كه به گشتن بنهى در ديار اى كه دلم بردى و جان سوختى * در سر سوداى تو شد روزگار شربت زهر ار تو دهى تلخ نيست * كوه احد گر تو نهى نيست بار بندى مهر تو نيابد خلاص * غرقه عشق تو نبيند كنار درد نهانى دل تنگم بسوخت * لاجرمم عشق بود آشكار در دلم آرام تصور مكن * وز مژدهام خواب توقع مدار دل چه محل دارد و دينار چيست * مدعيم گر نكنم جان نثار سعدى اگر زخم خورى غم مدار * فخر بود داغ خداوندگار